أبو علي سينا

44

قراضه طبيعيات ( فارسى )

آنك سرخى « 1 » ببياض « 2 » نزديك‌تر همىشود « 3 » بآميزش آن را عرضست « 4 » و اقسام آن بسيارست و سرخى گل موجّه « 5 » چون سرخى گل « 6 » مورّدست اما گل موجّه « 7 » را آستر زردست تا « 8 » سرخى او بدان گون « 9 » همىنمايد « 10 » و من خواستم كه آن را بيازمايم معصفر را كه رنگ او چون رنگ « 11 » گل مورّدست بياوردم و بر حرير زرد براندم « 12 » بلون « 13 » گل موجّه آمد « 14 » پس درست شد كه ميان هر دو لون فرق نيست مگر آنك يكى را « 15 » بطانه زردست تا سرخى او بگونهء ديگر همىنمايد « 16 » . باب ششم « 17 » - چراست كه بزرها « 18 » اندر ميان پوست « 19 » به دو نيمه آيد « 20 »

--> ( 1 ) - س : بحسب سرخى . ( 2 ) - م : بياض . ( 3 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 4 ) - ت : عوض است . س : عرضيت . ( 5 ) - س : مورچه . ( 7 ) - س : مورچه . ( 6 ) - س اين كلمه را ندارد . ( 8 ) - ت : با . ( 9 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت ، لون . ( 10 ) - س : مىنمايد . ( 11 ) - م اين كلمه را ندارد . ( 12 ) - س : براندام . ( 13 ) - ت : برنگ . ( 14 ) - موجه اما . س : مورچه آمد . ( 15 ) - س : از ( بجاى را ) . ( 16 ) - اين كلمه را ندارد . ( 17 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : و . ( 18 ) - م : بذرها . س : تخمها . ( 19 ) - س : پوست همه دو نيمه‌اند . ( 20 ) - س : پوست همه دو نيمه‌اند .